حالا پیکر حدیثه، دختر خانواده و سعید موسوی، پدر خانواده و مادرشان فاطمه، در قطعه ۴۲ گلزار شهدای تهران در قبری سه طبقه خاکسپاری شده است. اعضای خانواده‌ای که به گفته آشنایانشان، تا چندین روز بعد از انفجار خانه‌شان در جریان جنگ دوازده روزه، پیکرشان پیدا نشده و قابل شناسایی نبوده است. 
وقت آواربرداری خانه آقای موسوی، از اتاق حدیثه، وسایل زیادی پیدا شد. تیله و مهره‌های متعدد، لباس‌های زنانه، لباس‌های مهمانی، قهوه‌ساز و قابلمه‌هایی که برای جهیزیه خریده بودند. 
جهیزیه‌ای که قرار بود حدیثه به خانه بخت ببرد؛ دختری زیبا با صورتی کشیده و لبخندی شیرین. محمد، ۳۱ ساله، صبح روز ۲۵خرداد وقتی بیدار شد تا به محل کارش برود، تصور نمی‌کرد که عصر همان روز دیگر نه خانه‌ای داشته باشد، نه پدری به نام سعید، نه مادری به نام فاطمه و نه خواهری به نام حدیثه. 
محمدموسوی بعد ازظهر یکشنبه ۲۵ خردادماه، وقتی خبرهای حمله را شنید که می‌گفتند خیابان شریعتی هدف قرار گرفته، با شتاب خودرا به محل رساند. اما آنجا دیگر خانه‌ای نبود؛ او غیر از تلی ازخاک و آوار چیز دیگری ندید. 
سه موشک، خانه محمد و سه خانه دیگر در کوچه‌ای از خیابان شریعتی را به طور کامل با خاک یکسان کرده بودند و حالا از خانواده چهارنفره آنها، فقط محمد زنده مانده است. 
در این حمله، سعید موسوی ۶۵ ساله، فاطمه موسوی ۶۵ ساله و حدیثه موسوی ۳۷ ساله جان خود را از دست دادند و شهید شدند. محمد وقتی به محل انفجار رسیده، مأموران از او کارت ملی خواسته‌اند و بعد از تأیید هویتش اجازه ورود داده‌اند. 
صحنه‌ای که محمد برای همیشه به خاطر خواهدسپرد، دیدن پیکر بی‌جان حدیثه بود: «موهایش روی صورت خون‌آلودش افتاده بود، اما محمد او را شناخت؛ همان لحظه که اورا روی برانکارد می‌بردند. احتمالا مامانم جلوی تلویزیون نشسته بود. حدیثه هم همان جا. پدرم یا در آشپزخانه بوده یا در اتاق خوابیده بود».
این کاری است که رژیم صهیونیستی با محمد و خانواده‌اش کرد؛ محمدی که حالا تنها مانده است!

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی